rekonvaleszent

Aussprache: /ʁekɔnvalɛsˈtsɛnt/
Worttrennung: re·kon·va·les·zent
صفت

درحال بهبود، دوران نقاهت را می‌گذراند

Beispiele

  • Dominique Gisin ist für mehrere Wochen ''rekonvaleszent.دومینیک گیزین برای چندین هفته در دوران نقاهت است.
  • Der Trainingsplan ist für ''rekonvaleszente'' und ältere Pferde geeignet.برنامه تمرینی برای اسب‌های پیر و اسب‌هایی که در دوران نقاهت هستند مناسب است.