rektifizieren
تصحیح کردن، اصلاح کردن؛ تقطیر کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas rektifizieren)
اصلاح کردن یا تصحیح کردن یک اشتباه، خطا، اطلاعات نادرست یا نقص.
- Der Fehler im Bericht muss umgehend rektifiziert werden.اشتباه در گزارش باید فوراً اصلاح شود.
- Wir haben die falschen Angaben im Vertrag rektifiziert.ما اطلاعات نادرست در قرارداد را تصحیح کردیم.
2
Akkusativ (etwas rektifizieren)
تقطیر مجدد یک مایع (به ویژه الکل) برای افزایش خلوص آن (در شیمی).
- Der Alkohol wird mehrmals rektifiziert, um eine hohe Reinheit zu erreichen.الکل چندین بار تقطیر مجدد میشود تا به خلوص بالایی برسد.
- In der Destillerie wird der Rohalkohol rektifiziert.در کارخانه تقطیر، الکل خام تقطیر مجدد میشود.