rekultivieren

Aussprache: /ˌʁekʊltiˈviːʁən/
Worttrennung: re·kul·ti·vie·ren
فعل

احیا کردن، بازسازی کردن (زمین‌های تخریب شده)

Beispiele

  • Der neue Eigentümer plant nun, die Löcher zu verfüllen und als Grünfläche zu ''rekultivieren''.مالک جدید قصد دارد گودال‌ها را پر کرده و آن‌ها را به عنوان فضای سبز احیا کند.

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ)

زمین یا منطقه‌ای را که قبلاً تخریب شده یا بلااستفاده بوده، دوباره برای کشاورزی یا استفاده‌های دیگر احیا کردن

  • Nach dem Bergbau muss das Gelände rekultiviert werden.پس از استخراج معدن، زمین باید احیا شود.
  • Man versucht, die ehemaligen Industriebrachen zu rekultivieren.آنها تلاش می‌کنند تا زمین‌های صنعتی سابق را احیا کنند.