rekultivieren
احیا کردن، بازسازی کردن (زمینهای تخریب شده)
Beispiele
- Der neue Eigentümer plant nun, die Löcher zu verfüllen und als Grünfläche zu ''rekultivieren''.مالک جدید قصد دارد گودالها را پر کرده و آنها را به عنوان فضای سبز احیا کند.
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ)
زمین یا منطقهای را که قبلاً تخریب شده یا بلااستفاده بوده، دوباره برای کشاورزی یا استفادههای دیگر احیا کردن
- Nach dem Bergbau muss das Gelände rekultiviert werden.پس از استخراج معدن، زمین باید احیا شود.
- Man versucht, die ehemaligen Industriebrachen zu rekultivieren.آنها تلاش میکنند تا زمینهای صنعتی سابق را احیا کنند.