relegieren
اخراج کردن (از دانشگاه یا مدرسه)، تبعید کردن
Beispiele
- Die Mannschaft ''wurde'' wegen Doping ''relegiert.این تیم به دلیل دوپینگ اخراج شد.
- 1977, nach Solidaritätsaktivitäten für Biermann, wurde er von der Uni Jena ''relegiert,'' wo er Wirtschaftswissenschaften studiert hatte.در سال ۱۹۷۷، پس از فعالیتهای همبستگی برای بیرمن، او از دانشگاه ینا که در آن رشته علوم اقتصادی خوانده بود، اخراج شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden/etwas)
از مدرسه یا دانشگاه اخراج کردن، یا به رتبه یا دسته پایینتری تنزل دادن.
- Der Schüler wurde wegen wiederholten Fehlverhaltens relegiert.دانشآموز به دلیل سوءرفتار مکرر اخراج شد.
- Die Mannschaft wurde in die zweite Liga relegiert.تیم به لیگ دسته دوم سقوط کرد (تنزل رتبه یافت).