relevieren
مطرح کردن، استدلال کردن، بیان کردن (به ویژه در مورد مسائل حقوقی یا رسمی)
Beispiele
- Fraglich ist, ob in der Praxis die Einleitung eines Verfahrens, zB unter Berufung auf den Gleichheitssatz, gelingen würde, um vor dem VfGH die Verfassungswidrigkeit einfachgesetzlicher Bestimmungen zu ''relevieren'' - Marko nennt als Beispiel das Anmeldeprinzip zum zweisprachigen Unterricht in Kärnten gegenüber dem Abmeldeprinzip im Burgenland.مبهم است که آیا در عمل میتوان با استناد به اصل برابری، رویهای را آغاز کرد تا مغایرت مقررات عادی با قانون اساسی را در دیوان قانون اساسی مطرح کرد. مارکو به عنوان مثال به اصل ثبتنام برای آموزش دو زبانه در کارینتیا در مقابل اصل لغو ثبتنام در بورگنلاند اشاره میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را مرتبط یا مهم جلوه دادن، برجسته کردن، اهمیت دادن (رسمی)
- Die Studie releviert die Notwendigkeit weiterer Forschung in diesem Bereich.این مطالعه بر لزوم تحقیقات بیشتر در این زمینه تأکید میکند.
- Er versuchte, seine Argumente durch Beispiele zu relevieren.او سعی کرد استدلالهای خود را با مثالها برجسته کند.