religionspolitisch
سیاسی-مذهبی، مربوط به سیاست دینی
Bedeutungen
1
مربوط به تعامل بین دین و سیاست، یا سیاستهای مربوط به مسائل دینی.
- Die Debatte über das Kopftuch ist ein religionspolitisches Thema.بحث در مورد روسری یک موضوع سیاسی-مذهبی است.
- Die Regierung hat neue religionspolitische Richtlinien erlassen.دولت دستورالعملهای جدید سیاسی-مذهبی را صادر کرده است.
- Er ist Experte für die religionspolitische Situation im Nahen Osten.او متخصص وضعیت سیاسی-مذهبی در خاورمیانه است.