relozieren
به مکان جدیدی منتقل کردن، جابجا کردن
Beispiele
- Die Zieladresse kann zum Zeitpunkt des Ladens ''reloziert'' werden.آدرس مقصد میتواند در زمان بارگذاری مجدداً جابجا شود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک شرکت، بخش تولید یا فعالیت اقتصادی را به مکان دیگری (اغلب به دلیل مزایای اقتصادی) منتقل کردن.
- Das Unternehmen plant, seine Produktion ins Ausland zu relozieren.شرکت قصد دارد تولید خود را به خارج از کشور منتقل کند.
- Viele Firmen relozieren, um Kosten zu sparen und neue Märkte zu erschließen.بسیاری از شرکتها برای صرفهجویی در هزینهها و دسترسی به بازارهای جدید جابجا میشوند.