remisieren
(در شطرنج) مساوی کردن، به تساوی رسیدن
Beispiele
- Erstaunlich ist, dass bei großen Frauenschachturnieren fast alle Partien ausgekämpft werden, während die Männer bei wichtigen Turnieren eher ''remisieren.شگفتانگیز است که در مسابقات بزرگ شطرنج زنان تقریباً تمام بازیها تا انتها انجام میشوند، در حالی که مردان در تورنمنتهای مهم بیشتر به تساوی میرسند.
Bedeutungen
1
(ohne Objekt)
در یک بازی (به ویژه شطرنج) به تساوی رسیدن؛ بازی را مساوی به پایان رساندن
- Die beiden Schachspieler remisierten nach einer langen und spannenden Partie.دو شطرنجباز پس از یک بازی طولانی و هیجانانگیز مساوی کردند.
- Trotz großer Anstrengung konnten sie das Spiel nur remisieren.با وجود تلاش زیاد، آنها فقط توانستند بازی را مساوی کنند.