rempeln
تنه زدن، هل دادن (با آرنج یا بدن)، کوبیدن (با وسیله نقلیه)
Beispiele
- Die Demonstranten ''rempeln,'' schubsen und schreien.تظاهرکنندگان تنه میزنند، هل میدهند و فریاد میکشند.
- Ein bisschen ''rempeln,'' sich an andere Autos anlehnen, das ist erlaubt und sinnvoll.کمی تنه زدن، به ماشینهای دیگر تکیه دادن، این مجاز و منطقی است.
- Er ''hat'' sie auf der Treppe ''gerempelt.او در پلهها به او تنه زد.
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden rempeln)
به کسی یا چیزی ناخواسته و با شدت تنه زدن یا هل دادن (معمولاً در شلوغی)
- Im Gedränge rempelte er mich an.در شلوغی او به من تنه زد.
- Entschuldigen Sie, ich habe Sie aus Versehen gerempelt.ببخشید، من شما را ناخواسته هل دادم.
2
Akkusativ (einen Gegenspieler rempeln)
(در ورزش، به ویژه فوتبال) به حریف تنه زدن به عنوان یک خطا
- Der Spieler wurde verwarnt, weil er seinen Gegner gerempelt hatte.بازیکن به دلیل تنه زدن به حریفش اخطار گرفت.
- Er rempelte den Torwart, um an den Ball zu kommen.او به دروازهبان تنه زد تا به توپ برسد.