anrempeln
هل دادن، تنه زدن؛ با لحنی خشن صحبت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas anrempeln)
با کسی یا چیزی برخورد کردن، تنه زدن (عمدی یا غیرعمدی).
- Entschuldigung, ich habe Sie versehentlich angerempelt.ببخشید، من به طور تصادفی به شما تنه زدم.
- Der betrunkene Mann rempelte die Passanten auf der Straße an.مرد مست به رهگذران در خیابان تنه میزد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas anrempeln)
با لحنی تند و گستاخانه با کسی برخورد کردن، به کسی حمله لفظی کردن.
- Er hat mich heute Morgen schon wieder wegen einer Kleinigkeit angerempelt.او امروز صبح دوباره به خاطر یک مسئله جزئی با من با لحنی تند برخورد کرد.
- Hör auf, mich anzurempeln! Ich habe keine Lust auf deine Aggressivität.بس کن و با من با لحن تند صحبت نکن! من حوصله پرخاشگری تو را ندارم.