ausrenken

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌrɛŋkən/
Worttrennung: aus·ren·ken
فعل

در رفتن، خارج کردن از مفصل

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas ausrenken)

مفصل یا استخوان را از جای خود خارج کردن، درآوردن (معمولاً به صورت ناخواسته یا در اثر ضربه).

  • Beim Sturz hat er sich die Schulter ausgerenkt.او در هنگام سقوط شانه‌اش را درآورد.
  • Der Arzt musste dem Patienten den Arm ausrenken.دکتر مجبور شد بازوی بیمار را جا بیندازد (از دررفتگی خارج کند).