hinabrennen
با عجله پایین دویدن
Bedeutungen
1
intransitiv
به سرعت به پایین دویدن، به سمت پایین شتافتن
- Die Kinder rannten die Treppe hinab, um zu spielen.بچهها از پلهها به پایین دویدند تا بازی کنند.
- Er musste schnell den Berg hinabrennen, um den Bus zu erreichen.او مجبور بود به سرعت از کوه به پایین بدود تا به اتوبوس برسد.