umrennen
از رو رد شدن، زیر گرفتن، با سرعت به کسی یا چیزی برخورد کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
با دویدن به چیزی یا کسی برخورد کردن و او را به زمین انداختن
- Das Kind hat aus Versehen den Stuhl umgerannt.بچه تصادفا صندلی را به زمین انداخت.
- Er rannte den Passanten um und entschuldigte sich sofort.او عابر پیاده را به زمین انداخت و بلافاصله عذرخواهی کرد.