auseinanderrennen

Aussprache: /aʊ̯sʔɛˈnandɐˌrɛnən/
Worttrennung: aus·ein·an·der·ren·nen
فعل

به سرعت از هم دور شدن، پراکنده شدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول مستقیم)

به اطراف دویدن، متفرق شدن (افراد یا حیوانات) در جهات مختلف.

  • Die Kinder rannten nach dem Spiel sofort in alle Richtungen auseinander.بچه‌ها بلافاصله بعد از بازی در تمام جهات از هم دور شدند.
  • Als der Schuss fiel, rannten die Tiere erschrocken auseinander.وقتی صدای شلیک آمد، حیوانات با ترس پراکنده شدند.
2 intransitiv (بدون مفعول مستقیم)

از هم جدا شدن با دویدن (مثلاً در یک مسابقه یا برای کاوش مسیرهای مختلف).

  • Beim Staffellauf rannten die Läufer nach dem Wechsel auseinander.در مسابقه دو امدادی، دوندگان پس از تحویل چوب، از هم جدا شدند.
  • Die Forscher rannten in verschiedene Richtungen auseinander, um das Gebiet zu erkunden.محققان برای کاوش منطقه در جهت‌های مختلف از هم جدا شدند.