nachrennen
دنبال کسی یا چیزی دویدن (با تمام سرعت)، تلاش زیاد کردن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem / einer Sache)
به سرعت به دنبال کسی یا چیزی دویدن تا به او/آن رسیدن یا او/آن را گرفتن.
- Der Hund rannte dem Ball nach, den sein Herrchen geworfen hatte.سگ با تمام سرعت به دنبال توپی که صاحبش پرتاب کرده بود، دوید.
- Sie rannte dem Dieb nach, der ihre Tasche gestohlen hatte.او با تمام سرعت به دنبال دزدی که کیفش را دزدیده بود، دوید.
2
Dativ (jemandem / einer Sache)
بیهوده تلاش کردن برای جلب توجه کسی که علاقهای نشان نمیدهد؛ دنبال کردن چیزی که دست نیافتنی است.
- Er rannte ihr nach, aber sie hatte kein Interesse an ihm.او به دنبالش میدوید (تلاش میکرد توجهش را جلب کند)، اما او علاقهای به او نداشت.
- Es ist sinnlos, einem unerreichbaren Ziel nachzurennen.تلاش بیهوده برای رسیدن به یک هدف دست نیافتنی است.