umrennen
از رو رد شدن، زیر گرفتن، با سرعت به کسی یا چیزی برخورد کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas umrennen)
با دویدن به چیزی یا کسی برخورد کردن و او را به زمین انداختن.
- Der betrunkene Fahrer rannte mit seinem Auto gegen einen Baum.راننده مست با ماشینش به درختی برخورد کرد و آن را انداخت.
- Das Kind rannte im Spiel gegen den Tisch und fiel hin.بچه در حین بازی به میز برخورد کرد و افتاد.