widerrennen

Aussprache: /ˈviːdɐˌʁɛnən/
Worttrennung: wi·der·ren·nen
فعل

در مقابل چیزی دویدن، برخورد کردن، به عقب دویدن

Bedeutungen

1 intransitiv / gegen + Akkusativ

در جهت مخالف چیزی دویدن یا با دویدن در برابر چیزی مقاومت کردن.

  • Er rannte wider den Strom, um das Boot zu retten.او برای نجات قایق خلاف جهت جریان دوید.
  • Die Tiere rannten wider die Mauer und versuchten zu entkommen.حیوانات به سمت دیوار دویدند و سعی در فرار داشتند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

به سرعت به عقب دویدن یا به نقطه شروع بازگشتن.

  • Als er den Fehler bemerkte, rannte er sofort wider.وقتی اشتباهش را متوجه شد، بلافاصله به عقب دوید.
  • Der Läufer rannte wider, um seine verlorene Zeit aufzuholen.دونده به عقب دوید تا زمان از دست رفته‌اش را جبران کند.