mitrennen
همراه دویدن، در مسابقه دویدن شرکت کردن
Bedeutungen
1
intransitiv
همراه با کسی یا چیزی دویدن، در یک مسابقه یا فعالیت دویدن شرکت کردن
- Der Hund ist den ganzen Weg mitgerannt.سگ تمام مسیر را همراه دوید.
- Ich konnte nicht mehr mitrennen, meine Beine taten weh.دیگر نتوانستم همراه بدوم، پاهایم درد میکرد.