nachrennen

Aussprache: /ˈnaːxˌrɛnən/
Worttrennung: nach·ren·nen
فعل

دنبال کسی یا چیزی دویدن (با تمام سرعت)، تلاش زیاد کردن برای کسی

Bedeutungen

1 Dativ

به سرعت به دنبال کسی یا چیزی دویدن تا به او/آن رسیدن یا او/آن را گرفتن

  • Der Dieb rannte weg und die Polizei rannte ihm nach.دزد فرار کرد و پلیس به دنبالش دوید.
  • Sie musste dem Bus nachrennen, um ihn noch zu erwischen.او مجبور شد به دنبال اتوبوس بدود تا به آن برسد.
2 Dativ

(مجازی) بیهوده تلاش کردن برای جلب توجه کسی که علاقه‌ای نشان نمی‌دهد

  • Ich werde ihm nicht mehr nachrennen, wenn er mich nicht sehen will.اگر او نمی‌خواهد مرا ببیند، دیگر به دنبالش نخواهم دوید.
  • Hör auf, diesem Mädchen nachzurennen, sie ist nicht interessiert.دست از دنبال کردن این دختر بردار، او علاقه‌ای ندارد.