herumrennen

Aussprache: /hɛˈrʊmˌrɛnən/
Worttrennung: her·um·ren·nen
فعل

این طرف و آن طرف دویدن، با عجله گشتن، دویدن بی‌هدف

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

این‌ور و آن‌ور دویدن بدون هدف خاص یا با انرژی زیاد (برای افراد یا حیوانات)، اغلب با حس بازیگوشی یا بی‌قراری.

  • Die Kinder rannten im Garten herum.بچه‌ها در باغ این طرف و آن طرف می‌دویدند.
  • Der Hund rannte aufgeregt im Haus herum.سگ با هیجان در خانه می‌دوید.
2 intransitiv (بدون مفعول)

با عجله و شتاب از جایی به جای دیگر رفتن، اغلب با حس استرس، فوریت یا سردرگمی.

  • Sie rannte in der Wohnung herum, weil sie ihren Schlüssel suchte.او در آپارتمان با عجله می‌دوید چون دنبال کلیدش می‌گشت.
  • Vor der Prüfung rannten alle Schüler nervös herum.قبل از امتحان، همه دانش‌آموزان با عجله این طرف و آن طرف می‌رفتند.