renommieren
پز دادن، لاف زدن، خودنمایی کردن
Beispiele
- Mittlerweile gilt der DI-Diesel sogar als Voraussetzung, um beim Ampelstart ''renommieren'' zu können.در حال حاضر، موتور دیزل حتی به عنوان پیششرطی برای خودنمایی کردن هنگام شروع حرکت در چراغ قرمز محسوب میشود.
Bedeutungen
1
mit + Dativ / über + Akkusativ
(معمولاً با über/mit) خودنمایی کردن، لاف زدن، به خود بالیدن (به چیزی)
- Er renommierte gerne mit seinen Erfolgen.او دوست داشت با موفقیتهایش لاف بزند.
- Sie renommiert über ihre neue Position.او درباره موقعیت جدیدش خودنمایی میکند.
2
für + Akkusativ
(ناگذر) شهرت داشتن، اعتبار داشتن (معمولاً در مورد مؤسسات یا افراد)
- Die Universität renommiert für ihre Forschung.این دانشگاه به خاطر تحقیقاتش شهرت دارد.
- Das Unternehmen renommiert seit Jahrzehnten in der Branche.این شرکت دهههاست که در این صنعت اعتبار دارد.