renten
سود دادن، عایدی داشتن (از بهره)
Beispiele
- Das Land, auf dem der Xaver wohnt, gehört der Stadt und ''rentet'' jedes Jahr einen Schilling.زمینی که زاور روی آن زندگی میکند متعلق به شهر است و سالانه یک شیلینگ عایدی دارد.
Bedeutungen
1
بدون مفعول یا Akkusativ (مفعول مستمری)
مستمری یا حقوق بازنشستگی پرداخت کردن یا دریافت کردن. (کمتر رایج به عنوان فعل، بیشتر به صورت اسم یا عبارت 'in Rente gehen').
- Der Staat rentet seine Beamten nach langjährigem Dienst.دولت پس از سالها خدمت به کارمندان خود مستمری میدهد.
- Sie rentet seit letztem Jahr und genießt ihren Ruhestand.او از سال گذشته مستمری میگیرد و از بازنشستگی خود لذت میبرد.
2
sich
سودآور بودن، منفعت داشتن، به صرفه بودن (اغلب به صورت انعکاسی 'sich rentieren').
- Es rentiert sich, in erneuerbare Energien zu investieren.سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر سودآور است.
- Diese Anschaffung hat sich schnell gerentet.این خرید به سرعت به صرفه شد (سودآور بود).