renten

Aussprache: /ˈʁɛntn̩/
Wortzerlegung: ren·ten
فعل

سود دادن، عایدی داشتن (از بهره)

Beispiele

  • Das Land, auf dem der Xaver wohnt, gehört der Stadt und ''rentet'' jedes Jahr einen Schilling.زمینی که زاور روی آن زندگی می‌کند متعلق به شهر است و سالانه یک شیلینگ عایدی دارد.

Bedeutungen

1 بدون مفعول یا Akkusativ (مفعول مستمری)

مستمری یا حقوق بازنشستگی پرداخت کردن یا دریافت کردن. (کمتر رایج به عنوان فعل، بیشتر به صورت اسم یا عبارت 'in Rente gehen').

  • Der Staat rentet seine Beamten nach langjährigem Dienst.دولت پس از سال‌ها خدمت به کارمندان خود مستمری می‌دهد.
  • Sie rentet seit letztem Jahr und genießt ihren Ruhestand.او از سال گذشته مستمری می‌گیرد و از بازنشستگی خود لذت می‌برد.
2 sich

سودآور بودن، منفعت داشتن، به صرفه بودن (اغلب به صورت انعکاسی 'sich rentieren').

  • Es rentiert sich, in erneuerbare Energien zu investieren.سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر سودآور است.
  • Diese Anschaffung hat sich schnell gerentet.این خرید به سرعت به صرفه شد (سودآور بود).