reparierbar
قابل تعمیر
Bedeutungen
1
چیزی که میتوان آن را تعمیر کرد یا دوباره سالم نمود؛ مترادف 'reparabel'.
- Ist diese alte Uhr noch reparierbar?آیا این ساعت قدیمی هنوز قابل تعمیر است؟
- Der Riss im Stoff war kaum sichtbar, aber reparierbar.پارگی پارچه به سختی قابل مشاهده بود، اما قابل تعمیر بود.
- Sie suchten nach einem reparierbaren Modell, um Kosten zu sparen.آنها برای صرفهجویی در هزینه به دنبال مدلی قابل تعمیر بودند.