repatriieren

Aussprache: /ʁepatʁiˈiːʁən/
Wortzerlegung: re·pa·tri·ie·ren
فعل

به کشور خود بازگرداندن

Bedeutungen

1 Akkusativ

بازگرداندن یک فرد (مثلاً پناهنده، اسیر جنگی) یا یک شیء (مثلاً آثار هنری) به کشور مبدأ یا وطن خود.

  • Die Regierung plant, die Flüchtlinge in ihre Heimatländer zu repatriieren.دولت قصد دارد پناهندگان را به کشورهایشان بازگرداند.
  • Das Museum musste die gestohlenen Kunstwerke repatriieren.موزه مجبور شد آثار هنری دزدیده شده را به کشور مبدأ بازگرداند.