repatriierten

Aussprache: /ˌʀepaˈtʀiːɐ̯tn̩/
Wortzerlegung: re·pa·tri·ier·ten
Deklinierte Form

بازگردانده شدند (به وطن)

Bedeutungen

1 Akkusativ

بازگرداندن یک فرد (مانند پناهنده یا زندانی جنگی) یا اموال به کشور یا قلمرو اصلی خود؛ بازگرداندن به موطن.

  • Nach dem Ende des Konflikts wurden die vertriebenen Bürger in ihre Heimatdörfer repatriiert.پس از پایان درگیری، شهروندان آواره به روستاهای خود بازگردانده شدند.
  • Die Regierung bemühte sich, die im Ausland gestrandeten Staatsbürger sicher zu repatriieren.دولت تلاش کرد تا شهروندان گرفتار شده در خارج از کشور را با ایمنی به وطن بازگرداند.