reprimieren
سرکوب کردن، مهار کردن، بازداشتن (به ویژه در زیستشناسی مولکولی)
Beispiele
- Insulin ''reprimiert'' oder induziert die Transkription von Genen.انسولین رونویسی ژنها را سرکوب یا القا میکند.
- Die Überexpression von PTB ''reprimiert'' spezifisch die Reportergenexpression von Transkripten mit p27-5'UTR.بیان بیش از حد PTB به طور خاص بیان ژن گزارشگر رونویسیهای دارای p27-5'UTR را سرکوب میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
احساسات، واکنشها یا تمایلات خود را کنترل یا سرکوب کردن تا بروز نکنند.
- Sie versuchte, ihre Tränen zu reprimieren.او سعی کرد اشکهایش را سرکوب کند.
- Manchmal muss man seine Wut reprimieren, um Konflikte zu vermeiden.گاهی اوقات باید خشم خود را مهار کرد تا از درگیریها جلوگیری شود.