reproduzierbar
قابل تکرار، قابل بازتولید
Bedeutungen
1
به معنی چیزی که میتوان آن را دوباره تولید کرد یا نتایج آن را با تکرار شرایط اولیه به دست آورد؛ به ویژه در علوم و تحقیقات برای اطمینان از صحت نتایج.
- Die Ergebnisse des Experiments sind gut reproduzierbar.نتایج آزمایش به خوبی قابل تکرار هستند.
- Ein reproduzierbares Verfahren ist für die Wissenschaft unerlässlich.یک روش قابل بازتولید برای علم ضروری است.
- Wir müssen sicherstellen, dass dieser Prozess reproduzierbar ist.ما باید اطمینان حاصل کنیم که این فرآیند قابل تکرار است.