reproduzierbar

Aussprache: /ʁepʁoduˈtsiːɐ̯baːɐ̯/
Worttrennung: re·pro·du·zier·bar
صفت

قابل تکرار، قابل بازتولید

Bedeutungen

1

به معنی چیزی که می‌توان آن را دوباره تولید کرد یا نتایج آن را با تکرار شرایط اولیه به دست آورد؛ به ویژه در علوم و تحقیقات برای اطمینان از صحت نتایج.

  • Die Ergebnisse des Experiments sind gut reproduzierbar.نتایج آزمایش به خوبی قابل تکرار هستند.
  • Ein reproduzierbares Verfahren ist für die Wissenschaft unerlässlich.یک روش قابل بازتولید برای علم ضروری است.
  • Wir müssen sicherstellen, dass dieser Prozess reproduzierbar ist.ما باید اطمینان حاصل کنیم که این فرآیند قابل تکرار است.