reproduzieren
تولید مثل کردن، بازتولید کردن، بازسازی کردن
Bedeutungen
1
بدون مفعول یا Akkusativ
در زیستشناسی، تولید مثل کردن و ایجاد نسلی جدید؛ فرزندآوری کردن.
- Kaninchen können sich sehr schnell reproduzieren.خرگوشها میتوانند خیلی سریع تولید مثل کنند.
- Diese Bakterienart reproduziert sich unter günstigen Bedingungen rasch.این گونه باکتری در شرایط مساعد به سرعت تکثیر میشود.
2
Akkusativ (jemanden / etwas reproduzieren)
کپی کردن، بازتولید کردن، دوباره ساختن یا اجرای مجدد چیزی (مانند صدا، تصویر، اثر هنری، یا داده).
- Der Drucker kann Dokumente schnell reproduzieren.چاپگر میتواند اسناد را به سرعت بازتولید کند.
- Der Schauspieler reproduzierte die berühmte Szene perfekt.بازیگر صحنه مشهور را به طور کامل بازسازی کرد.