reptilienartig
خزندهمانند، شبیه خزنده
Bedeutungen
1
دارای ویژگیها یا ظاهری شبیه به خزندگان (مانند مار، سوسمار، لاکپشت)؛ معمولاً به پوست، حرکات یا ظاهر کلی اشاره دارد.
- Die Haut des Mannes war trocken und reptilienartig.پوست مرد خشک و خزندهمانند بود.
- Er bewegte sich mit einer reptilienartigen Geschmeidigkeit.او با نرمی خزندهمانندی حرکت میکرد.
- Die Architektur des Gebäudes hatte einige reptilienartige Elemente.معماری ساختمان عناصری خزندهمانند داشت.