فعل
مصادره کردن، توقیف کردن (معمولاً توسط یا برای ارتش)
معانی و تعاریف requirieren:
- به طور رسمی چیزی را درخواست کردن یا مصادره کردن، معمولاً برای استفاده عمومی یا نظامی
جملات نمونه برای requirieren:
„In aller Frühe ließ er uns heraustrommeln, lief mit uns im Laufschritt zum Dampfer, und wir fuhren zur Werft, um dort die einzelnen Gegenstände für unsere Ausrüstung zu ''requirieren.''“Joachim Ringelnatz: ''Als Mariner im Krieg.'' Diogenes, Zürich 1994, Seite 175 f.
«صبح زود او ما را با طبل بیدار کرد، همراه ما با قدمهای سریع به سمت کشتی دوید و به کارخانه کشتیسازی رفتیم تا اقلام مختلف تجهیزات خود را مصادره کنیم.»
Die Behörden requirierten das Gebäude für öffentliche Zwecke.
مقامات ساختمان را برای اهداف عمومی مصادره کردند.
Im Kriegsfall können Fahrzeuge requiriert werden.
در صورت جنگ، وسایل نقلیه میتوانند مصادره شوند.