residieren

Aussprache: /ʁeziˈdiːʁən/
Wortzerlegung: re·si·die·ren
فعل

اقامت کردن، سکونت داشتن (برای شاهزادگان، مقامات مذهبی یا افراد بلندپایه به عنوان محل زندگی و دفتر کار)

Beispiele

  • Heinrich VII. wird vom Volk eingeladen, in Rom zu ''residieren''.هاینریش هفتم توسط مردم دعوت می‌شود تا در رم اقامت کند.

Bedeutungen

1 in + Dativ, an + Dativ

محل سکونت یا دفتر کار خود را داشتن؛ به طور دائم در مکانی زندگی یا فعالیت کردن.

  • Der Botschafter residiert in der Hauptstadt.سفیر در پایتخت اقامت دارد.
  • Die Königsfamilie residierte im Schloss.خانواده سلطنتی در قلعه ساکن بودند.