residieren
اقامت کردن، سکونت داشتن (برای شاهزادگان، مقامات مذهبی یا افراد بلندپایه به عنوان محل زندگی و دفتر کار)
Beispiele
- Heinrich VII. wird vom Volk eingeladen, in Rom zu ''residieren''.هاینریش هفتم توسط مردم دعوت میشود تا در رم اقامت کند.
Bedeutungen
1
in + Dativ, an + Dativ
محل سکونت یا دفتر کار خود را داشتن؛ به طور دائم در مکانی زندگی یا فعالیت کردن.
- Der Botschafter residiert in der Hauptstadt.سفیر در پایتخت اقامت دارد.
- Die Königsfamilie residierte im Schloss.خانواده سلطنتی در قلعه ساکن بودند.