respiziren
تنفس کردن (رسمی/پزشکی)
Bedeutungen
1
ohne Angabe
عمل تنفس، به ویژه در متون پزشکی یا علمی، به معنای استنشاق و بازدم هوا.
- Die Lungenfunktion wurde durch Messung der Luft, die der Patient respizierte, beurteilt.عملکرد ریه با اندازهگیری هوایی که بیمار تنفس میکرد، ارزیابی شد.
- Bei dieser Krankheit fällt es den Betroffenen schwer, tief zu respiziren.در این بیماری، مبتلایان به سختی میتوانند عمیقاً نفس بکشند.
2
etwas (Akkusativ)
به طور مجازی، درک کردن، فهمیدن یا دریافتن یک مفهوم، ایده، یا جو.
- Er schien die subtilen Nuancen der politischen Situation nicht zu respiziren.به نظر میرسید او ظرافتهای پنهان وضعیت سیاسی را درک نمیکند.
- Die Atmosphäre des Ortes war so dicht, dass man sie fast respiziren konnte.فضای آن مکان چنان سنگین بود که گویی میتوانست آن را استنشاق کند.