resublimieren

Aussprache: /ʁezubliˈmiːʁən/
Wortzerlegung: re·sub·li·mie·ren
فعل

چگالش بخار (تبدیل گاز به جامد)

Beispiele

  • Kühlt man die Joddämpfe jedoch wieder ab, so ''resublimiert'' das Jod und setzt sich als Spiegel im Gefäß ab.اما اگر بخارات ید را دوباره سرد کنیم، ید چگالش یافته و به صورت لایه‌ای در ظرف می‌نشیند.

Bedeutungen

1 intransitiv

در شیمی یا فیزیک، فرآیند تبدیل مستقیم یک ماده از حالت گازی به حالت جامد، بدون عبور از فاز مایع (تصعید معکوس).

  • Wasserdampf kann bei sehr niedrigen Temperaturen direkt zu Eis resublimieren.بخار آب می‌تواند در دماهای بسیار پایین مستقیماً به یخ تصعید معکوس کند.
  • Der Stoff resublimiert, wenn er abkühlt und der Druck sinkt.ماده وقتی خنک می‌شود و فشار کاهش می‌یابد، تصعید معکوس می‌کند.