retournieren
بازگرداندن، پس فرستادن (کالا، نامه)، برگشت دادن (سرویس در تنیس)
Beispiele
- Ich werde diesen Werbebrief ''retournieren.من این نامه تبلیغاتی را پس خواهم فرستاد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کالایی را به فروشنده پس دادن، برگرداندن
- Ich muss das Kleid retournieren, es passt nicht.من باید لباس را پس بدهم، اندازهام نیست.
- Viele Kunden retournieren online bestellte Ware.بسیاری از مشتریان کالاهای سفارش داده شده آنلاین را پس میدهند.
2
Akkusativ
(رسمی) چیزی را به فرستنده بازگرداندن
- Die Sendung wurde als unzustellbar retourniert.محموله به عنوان غیرقابل تحویل بازگردانده شد.
- Er retournierte den Ball zum Gegner.او توپ را به حریف برگرداند.