retrahieren
پس گرفتن، عقب کشیدن، لغو کردن
Beispiele
- Die Alternative ist, die Zähne nacheinander zu ''retrahieren'', was aber mehr Zeit erfordert.گزینه دیگر این است که دندانها را یکی یکی 'عقب بکشیم'، که البته زمان بیشتری میبرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک بیانیه، ادعا، پیشنهاد یا عضوی از بدن را پس گرفتن یا عقب کشیدن (اغلب در زمینههای رسمی یا علمی).
- Der Anwalt musste seine Aussage vor Gericht retrahieren.وکیل مجبور شد اظهارات خود را در دادگاه پس بگیرد.
- Einige Tiere können ihre Krallen retrahieren, um sie zu schützen.برخی حیوانات میتوانند پنجههای خود را عقب بکشند تا از آنها محافظت کنند.