retrograd
رتروگراد، پسرو، رو به عقب
Beispiele
- Die Patientin leidet an einer ''retrograden'' Amnesie.این بیمار از فراموشی «پتروگراد» (واپسگرا) رنج میبرد.
- Eine Infektion verläuft ''retrograd,'' wenn sie von der Blase ausgehend zur Niere verläuft.یک عفونت زمانی «رو به عقب» پیشروی میکند که از مثانه به سمت کلیه حرکت کند.
- Die Venus rotiert ''retrograd'' um ihre Achse.سیاره زهره به صورت «پسرو» به دور محور خود میچرخد.