reumütig

Aussprache: /ˈrɔɪ̯myːtɪç/
Worttrennung: reu·mü·tig
صفت

پشیمان، نادم

Bedeutungen

1

احساس پشیمانی یا اندوه عمیق نسبت به اعمال گذشته؛ نادم و توبه‌کار.

  • Er zeigte sich reumütig und bat um Verzeihung.او پشیمانی خود را نشان داد و طلب بخشش کرد.
  • Die reumütige Sünderin suchte Trost in der Kirche.گناهکار پشیمان در کلیسا به دنبال آرامش بود.
  • Nachdem er seinen Fehler erkannte, war er sehr reumütig.پس از اینکه اشتباهش را فهمید، بسیار پشیمان بود.