revakzinieren
دوباره واکسینه کردن
Beispiele
- Je nach Dauer der Immunität empfiehlt es sich, den Hund zu ''revakzinieren''.بسته به مدت زمان ایمنی، توصیه میشود سگ را دوباره واکسینه کنید.
- Alle zwei Jahre muss ''revakziniert'' werden.هر دو سال یکبار باید دوباره واکسینه شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden/etwas)
انجام واکسیناسیون مجدد برای تقویت یا بازگرداندن ایمنی در برابر یک بیماری، معمولاً پس از گذشت مدت زمانی از واکسیناسیون اولیه.
- Ältere Menschen sollten sich regelmäßig gegen Grippe revakzinieren lassen.افراد مسن باید به طور منظم واکسن آنفولانزا را مجدداً دریافت کنند.
- Nach fünf Jahren muss man sich gegen Tollwut revakzinieren.پس از پنج سال باید واکسن هاری را مجدداً زد.