فعل
تلافی کردن، جبران کردن، انتقام گرفتن
معانی و تعاریف revanchieren:
- لطف یا خدمتی را جبران کردن.
- شکست یا باخت قبلی را جبران کردن، انتقام گرفتن (در ورزش یا رقابت).
جملات نمونه برای revanchieren:
Für diese Unverschämtheit wollte er ''sich'' unbedingt ''revanchieren.''
او میخواست حتماً این بیادبی را تلافی کند.
Wie soll ich mich für deine Hilfe jemals angemessen ''revanchieren.''
چطور میتوانم لطف تو را هرگز به خوبی جبران کنم؟
Nach dieser Niederlage wollen sie sich diesmal ''revanchieren.''
پس از این شکست، آنها میخواهند این بار انتقام بگیرند (تلافی کنند).