reversieren

Aussprache: /ʁevɛʁˈziːʁən/
Wortzerlegung: re·ver·sie·ren
فعل

دنده عقب رفتن، معکوس کردن (وسیله نقلیه)

Beispiele

  • Im Bereich der ‚Schlagalm‘ versuchte der 41-Jährige, seinen Geländewagen in einer Kurve zu ''reversieren.در منطقه 'شلاگ‌آلم' مرد ۴۱ ساله تلاش کرد تا خودروی شاسی‌بلند خود را در یک پیچ دنده عقب برود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک تصمیم، یک مصوبه یا یک عمل را لغو کردن یا به حالت قبل برگرداندن

  • Das Gericht kann das Urteil jederzeit reversieren.دادگاه می‌تواند حکم را در هر زمان لغو کند.
  • Er musste seine Aussage reversieren, da sie falsch war.او مجبور شد اظهارات خود را پس بگیرد، زیرا اشتباه بود.