revieren
گشت زدن در قلمرو، جستجو کردن (با سگ شکاری)
Beispiele
- Ich war gestern schon ''revieren''.من دیروز هم گشت زده بودم.
- Als Bello gestern ''revieren'' war, hat er nichts gefunden.وقتی بلو دیروز به دنبال شکار میگشت، چیزی پیدا نکرد.
Bedeutungen
1
in + Dativ / Akkusativ
(در مورد حیوانات یا شکارچیان) در یک منطقه مشخص گشت زدن یا آن را جستجو کردن.
- Der Hund reviert im Wald nach Wild.سگ در جنگل به دنبال شکار گشت میزند.
- Der Jäger reviert sein Gebiet regelmäßig.شکارچی به طور منظم در قلمرو خود گشت میزند.