revieren

Aussprache: /ʁeˈviːʁən/
Wortzerlegung: re·vie·ren
فعل

گشت زدن در قلمرو، جستجو کردن (با سگ شکاری)

Beispiele

  • Ich war gestern schon ''revieren''.من دیروز هم گشت زده بودم.
  • Als Bello gestern ''revieren'' war, hat er nichts gefunden.وقتی بلو دیروز به دنبال شکار می‌گشت، چیزی پیدا نکرد.

Bedeutungen

1 in + Dativ / Akkusativ

(در مورد حیوانات یا شکارچیان) در یک منطقه مشخص گشت زدن یا آن را جستجو کردن.

  • Der Hund reviert im Wald nach Wild.سگ در جنگل به دنبال شکار گشت می‌زند.
  • Der Jäger reviert sein Gebiet regelmäßig.شکارچی به طور منظم در قلمرو خود گشت می‌زند.