revolvieren
چرخیدن، بازگشتن به موقعیت اولیه، تجدید کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
چرخیدن، دور زدن، حول یک محور یا نقطه مرکزی گردش کردن (مانند سیارات، چرخها یا قطعات مکانیکی).
- Die Erde revolviert um die Sonne.زمین به دور خورشید میچرخد.
- Die Trommel des Druckers revolviert ständig.درام چاپگر دائماً در حال چرخش است.
2
Akkusativ (jemanden / etwas revolvieren)
چیزی را چرخاندن، به گردش درآوردن، یا تجدید کردن (مثلاً پول در اقتصاد، یا سهام در بازار).
- Das Kapital muss ständig revolviert werden, um Gewinne zu erzielen.سرمایه باید دائماً به گردش درآید تا سود حاصل شود.
- Die Aktien revolvierten schnell auf dem Markt.سهام به سرعت در بازار معامله و جابجا شدند.