revolvieren

Aussprache: /ʁevɔlˈviːʁən/
Worttrennung: re·vol·vie·ren
فعل

چرخیدن، بازگشتن به موقعیت اولیه، تجدید کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

چرخیدن، دور زدن، حول یک محور یا نقطه مرکزی گردش کردن (مانند سیارات، چرخ‌ها یا قطعات مکانیکی).

  • Die Erde revolviert um die Sonne.زمین به دور خورشید می‌چرخد.
  • Die Trommel des Druckers revolviert ständig.درام چاپگر دائماً در حال چرخش است.
2 Akkusativ (jemanden / etwas revolvieren)

چیزی را چرخاندن، به گردش درآوردن، یا تجدید کردن (مثلاً پول در اقتصاد، یا سهام در بازار).

  • Das Kapital muss ständig revolviert werden, um Gewinne zu erzielen.سرمایه باید دائماً به گردش درآید تا سود حاصل شود.
  • Die Aktien revolvierten schnell auf dem Markt.سهام به سرعت در بازار معامله و جابجا شدند.