revozieren
پس گرفتن، لغو کردن (سخن یا درخواست)
Beispiele
- Prof. Meier ''revozierte'' seine Behauptung.پروفسور مایر ادعای خود را «پس گرفت».
- Das Gericht ''revozierte'' das im Vorjahr ausgesprochene Mandat.دادگاه حکمی را که سال گذشته صادر شده بود، «لغو کرد».
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک تصمیم، حکم یا مجوز را رسماً پس گرفتن یا باطل کردن.
- Die Regierung revozierte die umstrittene Entscheidung.دولت تصمیم بحثبرانگیز را لغو کرد.
- Er musste seine Aussage revozieren.او مجبور شد اظهارات خود را پس بگیرد.