rezensieren
نقد کردن، مرور کردن (کتاب، اثر هنری و غیره)
Beispiele
- Griesinger hatte 1844 ein Buch des Nestors der damaligen deutschen Psychiatrie, Maximilian Jacobi, ''rezensiert'' und dabei praktisch alles kritisch kommentiert, was Jacobi wichtig war.گریزینگر در سال ۱۸۴۴ کتابی از نستور وقت روانپزشکی آلمان، ماکسیمیلیان یاکوبی را نقد کرده بود و عملاً همه چیزهایی را که برای یاکوبی مهم بود، به صورت انتقادی بیان کرده بود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
نقد یا بررسی کردن (کتاب، فیلم، نمایش و غیره) برای انتشار
- Der Kritiker rezensierte das neue Buch in der Zeitung.منتقد کتاب جدید را در روزنامه نقد کرد.
- Sie hat den Film für eine Online-Plattform rezensiert.او فیلم را برای یک پلتفرم آنلاین بررسی کرد.