rezipieren
دریافت کردن، درک کردن، جذب کردن (متن یا اثر هنری)
Beispiele
- Die Sendung wird von verschiedenen Bevölkerungsschichten ganz unterschiedlich ''rezipiert.این برنامه توسط اقشار مختلف مردم به شکلهای کاملاً متفاوتی «درک و دریافت میشود».
Bedeutungen
1
Akkusativ
ایدهها، تأثیرات یا اطلاعات را دریافت و جذب کردن.
- Die neue Theorie wurde von der Fachwelt positiv rezipiert.نظریه جدید از سوی جامعه علمی به طور مثبت پذیرفته شد.
- Er rezipierte die fremden Kulturen mit großer Offenheit.او فرهنگهای بیگانه را با گشادهرویی زیادی پذیرفت.
2
Akkusativ
یک اثر هنری، متن یا پیام را درک و تفسیر کردن.
- Wie rezipieren wir moderne Kunst in unserer Gesellschaft?چگونه هنر مدرن را در جامعه خود درک میکنیم؟
- Das Publikum rezipierte das Stück mit gemischten Gefühlen.تماشاگران نمایش را با احساسات متفاوتی درک کردند.