فعل
صاف کردن، تنظیم کردن، نشانه گرفتن
معانی و تعاریف richten:
- چیزی را صاف یا راست کردن، تنظیم کردن.
- (قضاوت کردن) در مورد کسی یا چیزی قضاوت کردن، حکم دادن.
- (هدف قرار دادن) چیزی را به سمت هدف خاصی نشانه گرفتن یا هدایت کردن.
- (خود را آماده کردن) خود را برای کاری آماده کردن، خود را مرتب کردن.
جملات نمونه برای richten:
Der Kieferorthopäde ''richtet'' die Zähne.
ارتودنتیست دندانها را صاف میکند.
Sie ''richtet'' die Waffe auf ihr Gegenüber.
او اسلحه را به سمت طرف مقابلش نشانه میرود.
Er ''richtet'' das Schreiben dann direkt an den Bürgermeister.
او نامه را مستقیماً خطاب به شهردار مینویسد.