hochrichten
راست کردن، برپا کردن، اعدام کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas hochrichten)
چیزی را که افتاده یا کج شده، راست کردن یا به حالت عمودی درآوردن.
- Nach dem Sturm mussten wir den umgekippten Baumstamm hochrichten.پس از طوفان، مجبور شدیم تنه درخت افتاده را راست کنیم.
- Der Soldat richtete seine Waffe hoch.سرباز اسلحهاش را به سمت بالا گرفت.
2
sich (Akkusativ) (sich hochrichten)
خود را از حالت نشسته یا خوابیده بلند کردن و راست نشستن یا ایستادن.
- Er richtete sich nach dem langen Schlaf langsam hoch.او پس از خواب طولانی به آرامی خود را بلند کرد و نشست.
- Sie richtete sich im Bett hoch, um besser sehen zu können.او در تختخواب خود را بالا کشید تا بهتر ببیند.
3
Akkusativ (jemanden / etwas hochrichten)
اعدام کردن (به ویژه با چوبه دار یا روشهای مشابه).
- Der Verbrecher wurde öffentlich hingerichtet.مجرم به صورت علنی اعدام شد.
- In alten Zeiten wurden viele Menschen hochgerichtet.در زمانهای قدیم بسیاری از مردم اعدام میشدند.