richten
صاف کردن، تنظیم کردن، نشانه گرفتن
Beispiele
- Der Kieferorthopäde ''richtet'' die Zähne.ارتودنتیست دندانها را صاف میکند.
- Sie ''richtet'' die Waffe auf ihr Gegenüber.او اسلحه را به سمت طرف مقابلش نشانه میرود.
- Er ''richtet'' das Schreiben dann direkt an den Bürgermeister.او نامه را مستقیماً خطاب به شهردار مینویسد.
- Ihr Protest ''richtet sich gegen'' ein neues Schulfach, das den Schülern pro-chinesischen Patriotismus eintrichtern soll.اعتراض آنها علیه یک درس جدید مدرسه است که قرار است میهنپرستی طرفدار چین را به دانشآموزان القا کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را صاف یا راست کردن، تنظیم کردن.
- Er richtete sein Hemd.او پیراهنش را صاف کرد.
- Sie richtete den Stuhl gerade.او صندلی را راست کرد.
2
über + Akkusativ
(قضاوت کردن) در مورد کسی یا چیزی قضاوت کردن، حکم دادن.
- Man sollte nicht über andere richten.نباید در مورد دیگران قضاوت کرد.
- Der Richter richtete über den Angeklagten.قاضی در مورد متهم حکم داد.
3
auf + Akkusativ
(هدف قرار دادن) چیزی را به سمت هدف خاصی نشانه گرفتن یا هدایت کردن.
- Er richtete seine Waffe auf das Ziel.او اسلحهاش را به سمت هدف نشانه گرفت.
- Die Aufmerksamkeit richtete sich auf den Redner.توجهات به سمت سخنران جلب شد.
4
sich (reflexiv)
(خود را آماده کردن) خود را برای کاری آماده کردن، خود را مرتب کردن.
- Sie richtete sich für den Abend her.او خودش را برای شب آماده کرد.
- Er richtete sich auf, um besser zu sehen.او راست نشست تا بهتر ببیند.